حُسن و عشق در ازل عهدي بسته‌اند که هرگز از هم جدا نباشند

                                                                       (جامي)

تجـربـه‌ي حُسـن (جمال) و تعـالـي (جلال)

از: دکتر عليرضا نوربخش

ترجمه: دکتر صفورا نوربخش

     حُسن (جمال) و تعالي (جلال) از مباحث عمده‌ي تصوّف است. سالک حقّ، در برخورد با پديده‌ها و آثار دنيوي است که با جمال و جلال خداوند مواجه مي‌شود. جمال و جلال دنيوي دريچه‌اي است به الوهيّت که در نهايت به عشق الهي مي‌انجامد. اگرچه جمال و جلال با هم و در کنار هم مطرح مي‌شوند، هر کدام تأثير متفاوتي بر دل و ذهن انسان مي‌گذارند. صوفي بزرگ فخرالدّين عراقي جمال را چنين تعريف مي‌کند: " جمال، ظاهر کردن کمالات معشوق است به جهت زيادتي رغبت و طلب عاشق". منظور عراقي از کمالات معشوق، مظاهري نظير نيکي، هم‌دردي، رحم، خلوص نيّت، کردار نيک، راستگويي، بخشش و محبّت است. جمال، تجربه‌ي عيني چنين کمالاتي در دنياست. ما از طريق مظاهر جمال خداست که او را مي‌شناسيم و عاشق او مي‌شويم. منظور عراقي از "به جهت زيادتيِ رغبت و طلبِ عاشق" اين است که هرچه بيشتر در تصفيه‌ي خود تلاش کنيم .....

ادامه ...

 آنکه عُمـري به تکاپـويِ تـو بــوده‌است مَنم

آنکه ســودازده‌يِ رويِ تــو بــوده‌است منم

آنکه با هرکه نظر داشت بـه هـر کـوي تويي

آنکه چَشمش همه‌جا سويِ تو بوده‌است منم

آنکه بـا هـرکـه وَفـا داشت، جَفـا کـرد تويي

آنکه دلـداده‌يِ ايـن خُـويِ تو بوده‌است منم

آنکه بـا زُلـفِ پَـريشـان دلِ مـا بُــرده تويي

آنکه دِل‌بَسته‌يِ گيسـويِ تـو بـوده‌است منم

آنکه چـوگانِ سَـرِ زلـف، عَيـان کــرده تويي

آنکه در پـايِ تو چون گويِ تو بوده‌است منم

آنکه در شِشـدرِ حِيـرت همـه را بُـرده تويي

آنکه مـاتِ رُخِ دلجــويِ تـو بــوده‌است منم

نـوربخـش اسـت نـي و نـايـيِ او نيــز تويي

آنکه پِيـوستـه سُخنگـوي تـو بوده‌است منم


  • .

    تجـربـه‌ي جمـال و جـلال حـقّ

    دکتر عليرضا نوربخش

         در تجربه‌ي جمال حق، ما کم و بيش عامل عمده‌ي تغيير خود هستيم. حق صرفاً به ما جواب مي‌دهد؛ جوابي مبتني بر تلاشي که به انگيزه‌ي عشق او، براي تصفيه‌ي خود مي‌کنيم. هرچه بيشتر خود را تصفيه کنيم، حق بيشتر جمال خود را نمايان مي‌کند، و ما بيشتر عاشق مي‌شويم. اما در تجربه‌ي جلال، حق نقش پررنگ‌تري در دگرگوني ما دارد. با تجلّي جلال خود، به نظر مي‌رسد که حق، در صدد امتحان ماست. در زندگي، زماني که با نيروهاي مخرّب مواجه مي‌شويم يا به آنچه به گمان ما اعمال اهريمني و شر مي‌آيد برمي‌خوريم، احساس عجز و ناتواني مي‌کنيم و لرزه بر وجودمان مي‌افتد. انگار که حق به ما مي‌گويد: "من خارج از فهم توام و به درک و عشق تو محتاج نيستم. آيا هنوز هم عاشق من هستي"؟ براي صوفي جمال و جلال حق دو وجه از يک حقيقت واحد است. عشق ورزيدن به حق، عشق ورزيدن به هر دو وجه اوست.

    دوفصلنامه صوفي، ش 95، ص 5    





منتشر شد      
انگلیسی -   اسپانیایی -   روسی -   آلمانی -   استرالیا -   سوئدی -   ایتالیایی -   فرانسوی -   بلغارستانی -   اکراینی -   نیوزیلندی -   هلندی -   لهستانی -   کانادا -   بوستون آمریکا -   چک
ویکی پدیا سلسله نعمت اللهی -   ویکی پدیا جواد نوربخش
کلیه حقوق و مطالب این سایت متعلق به سلسله نعمت اللهی می باشد. استفاده و نشر مطالب آن با ذکر منبع آزاد می باشد