تـجـــريــد

از: دکتر عليرضا نوربخش

ترجمه: صفورا نوربخش

       "وابستگي" به دنيا ذهنيّتي است که مانع آزاد شدن از بند روابط، خواست‌ها، مالکيّت‌ها، ترس‌ها، رأي‌ها و نظرها مي‌شود. در مقابل "تجريد"، يا بريدن از دنيا، نگرشي است براي آزاد شدن از اين بندها، که به آدمي اجازه مي‌دهد بدون احساس ندامت يا افسوس و بدون تحريف ناشي از توجّه دايم به وابستگي‌ها در دنيا عمل کند. مثال فراگيري از وابستگي، توجّه و تلاش ما براي ثروت‌اندوزي است. نياز ما به پول براي رفع احتياجات بنيادي خود و ديگران از خورد و خوراک و لباس گرفته تا مَسکن، امري مسلّم است. اما هنگامي‌که وراي احتياجات خود، ثروت‌اندوزي مي‌کنيم و پي در پي در آرزوي پول و ثروت بيشتري هستيم و در هراس از دست دادن پول يا نداشتن پول کافي، به ثروت‌مان وابستگي پيدا مي‌کنيم، در نتيجه افکار و رفتارمان آلوده‌ي اين نگراني‌ها مي‌شود.

       بيشتر طريقت‌هاي معنوي در تعليمات خود، اغلب در مورد وابستگي به دنيا به آدميان هشدار مي‌دهند و از نتيجه‌ي مُهلک وابستگي به آن پرده برمي‌دارند. در تعليمات بودا، وابستگي به رنج منتهي مي‌شود، چرا که بسياري از آرزوها و خواسته‌هاي ما غير قابل دسترسي است .....

ادامه ...

نظرات نويسندگان اين ستون الزاماً مورد تاييد خانقاه و صوفيان نعمت‌اللهي نيست

.

عرفاي نو افلاطوني

از: ماريا تسکانو و خرمان آنکوچيا

       عرفان پديده‌اي است که بينش‌هاي عميق و جاودانگي‌اش درباره‌ي انسان بارها در طول تاريخ و در قالب زبان‌هاي فلسفي و ديني تکرار شده، زيرا جزء لاينفک انسان است. اين پديده‌ي انساني، در زمان‌هاي مختلف، در تمامي فرهنگ‌ها و مذاهب وجود داشته و بنا به مقتضيات زمان، اشکال و رنگ‌هاي متنوعي به خود گرفته، گرچه حقيقت آن جاودانگي است.

       عرفان ريشه‌هاي تاريخي عميقي در مغرب‌زمين داشته و براي آگاهي از چگونگي پيدايش و انحطاط آن مي‌بايست با اين ريشه‌هاي تاريخي آشنا شويم. نخستين بذرهاي فلسفي و ديني تجربه‌ي عرفاني در مغرب‌زمين توسط پيروان فرقه‌هاي پنهاني در يونان باستان افشانده است و در طي قرون .....

ادامه ...

  •  

    نــوروز بمــانيــد! کــه ايّــام، شمــاييـد ............... آغــاز شمـاييد و ســرانجـــام شمــاييـد

    آن صُبـحِ نخستينِ بهـاري کـه بـه شـادي ............... مــي‌آورَد از چـلـچـلـه پيغــام، شمــاييد

    آن دشـتِ طَـراوت‌زده، آن جنـگلِ هُشيـار ............... آن گُـنبــدِ گـــردنـــده‌يِ آرام، شمـاييد

    خورشيـد گـر از بــامِ فلک، عشـق فِشـاند ............... خورشيـد شمـا، عشق شمـا، بـام شمـاييد

    نـوروزِ کهنسـال، کجــا غيــرِ شمـا بـود؟ ............... اسطوره‌ي جمشيد و جـم و جـام شمـاييد

    عشـق از نَفَسِ گـرمِ شمـا، تـازه کند جان ............... افسـانــه‌ي بهــرام و گُـل‌انــدام شمـاييد

    هم آينـه‌ي مهـر و هـم آتشکـده‌ي عشـق ............... هم صـاعقـه‌ي خشـمِ بـه‌هنـگام، شمـاييد

    امـروز، اگـر مي‌چَمَـد ابليس، غَمـي نيست ............... در فَـنِّ کميـن، حـوصـلـه‌ي دام شمـاييد

    گيرم که سحر رفته و شب دور و دراز است ............... در کـوچه‌ي خامـوشِ زمـان، گام شمـاييد

    ايّـــام، بـــه ديــدارِ شمــاينــد مبــارک ............... نــوروز بمــانيــد، کــه ايّـــام شمــاييـد

    پيرايه يغمايي

     





منتشر شد      
انگلیسی -   اسپانیایی -   روسی -   آلمانی -   استرالیا -   سوئدی -   ایتالیایی -   فرانسوی -   بلغارستانی -   اکراینی -   نیوزیلندی -   هلندی -   لهستانی -   کانادا -   بوستون آمریکا -   چک
ویکی پدیا سلسله نعمت اللهی -   ویکی پدیا جواد نوربخش
کلیه حقوق و مطالب این سایت متعلق به سلسله نعمت اللهی می باشد. استفاده و نشر مطالب آن با ذکر منبع آزاد می باشد