مفهـوم تَـقـدّس

از: دکتر عليرضا نوربخش

ترجمه: دکتر صفورا نوربخش

     کلمه سِيکِر (Sacer) در لاتين به معناي محدود و مجزا شده است. در زمان رم باستان، اين کلمه به معناي محدود به حيطه‌ي الهي تغيير يافت. در نهايت کلمه‌ي انگليسي سِيکرد (Sacred) به معناي مقدّس با مفهوم الوهيّت و پاکي مترادف شده، در حالي‌که کلمه‌ي پروفين (Profane) به معناي نامقدّس با عرف و ناپاکي هم معنا شده است.

     اولين چيزي‌که درباره‌ي تفاوت مقدّس و نامقدّس مي‌توان مشاهده کرد اين است که اين مفاهيم نسبي هستند و به طرز تفکر و نگرش شخصي بستگي دارند. اشيا، اماکن و افراد به خودي خود مقدّس يا نامقدّس نيستند، بلکه اين ما هستيم که چنين مفاهيمي را به آن‌ها اطلاق مي‌کنيم. مثال اين نکته مي‌تواند تفاوت سنن مذهبي و برداشت آن‌ها از تقدّس باشد. مثلاً در مسلک هندوان گاو مقدّس است و براي آن احترام عميقي قائل مي‌شوند. بي‌شک اين بدين خاطر است که در هند گاو مولد شير، کود و سوخت مردم است. در حالي‌که در ساير نقاط نه تنها چنين احترامي براي گاو قائل نيستند، بلکه از گوشت گاو به عنوان منبع مهم تغذيه استفاده مي‌کنند. مثال ديگر .....

ادامه ...

 

مفيد بودن براي ديگران

دکتر عليرضا نوربخش

     رشد و تحوّل واقعي تنها زماني اتفاق مي‌افتد که بتوانيم براي ديگران مفيد باشيم. معمولاً رو به رو شدن ما با تقدّس {تجربه‌ي ديني يا معنوي} از طريق آيين‌ها و تکاليفي است که چنين تحوّلاتي را ايجاد کرده است. بدون تجربه‌ي مقدّس، ما در خطر زندگي خودمحورانه و ناديده گرفتن ديگران هستيم.

دو فصلنامه صوفي، ش 96، ص 7

 


  • بـه جـانِ جُملـة مَستــان کـه مَستـم .................... بگيـــر اي دلبـــر عيّــــار، دستـــم

    بـه جـانِ جملـه جـانبـازان، که جـانم ................... بــه جــانِ رَستگـارانَـش کــه رَستـم

    عَطــــارُدوار دفتـــربــــاره بــــودم .................... زِبَـــردســتِ اَديبــان مــي‌نشستــم

    چــو ديـدم لــوحِ پيشـانـيِ سـاقــي ..................... شـدم مســت و قلــم‌هـا را شکستـم

    جمــالِ يـــار شــد قِبلـــهِ نَمـــازم .................... ز اشــکِ رَشــکِ او شـــد آبـدَستــم

    ز حُسـنِ يـوسفــي سـرمسـت بــودم ................... کـه حسنـش هـر دَمـي گـويـد الَستم

    در آن مستـي تُــرَنجــي مـي‌بُـريـدم .................... تـرنـج اينـک دُرُسـت و دسـت خَستم

    مبـادم سَـر اگـر جـز تـو سـرم هست ..................... بســوزا هستيَــم گـر بـي ‌تـو هستـم

    تـويــي معبــود، در کعبـه و کِنِشتـم .................... تـويـــي مقصــود از بـــالا و پَستــم

    شکـارِ مــن بــوَد مـاهــي و يـونـس .................... چو حاصل شد ز جَعدت شصتِ شَستم

    چـو ديـدم خـوانِ تـو بَس چَشم‌سيرم .................... چو خوردم ز آبِ تو زيـن جُوي جَستم

    بـــراي طَبــعِ لَنگـان لَنــگ رفتـــم ................... ز بيـمِ چشـمِ بَــد ســر نيــز بستــم

    ادامه ...




منتشر شد      
انگلیسی -   اسپانیایی -   روسی -   آلمانی -   استرالیا -   سوئدی -   ایتالیایی -   فرانسوی -   بلغارستانی -   اکراینی -   نیوزیلندی -   هلندی -   لهستانی -   کانادا -   بوستون آمریکا -   چک
ویکی پدیا سلسله نعمت اللهی -   ویکی پدیا جواد نوربخش
کلیه حقوق و مطالب این سایت متعلق به سلسله نعمت اللهی می باشد. استفاده و نشر مطالب آن با ذکر منبع آزاد می باشد