عقـل از ديـدگاه تصـوّف

از: دکتر عليرضا نوربخش

ترجمه: صفورا نوربخش

       اولين بار که به ديدگاه صوفيان درباره‌ي عقل و استدلال برخوردم در دوران نوجواني بود. مولانا، عطّار، شاه نعمت‌الله ولي، حافظ، عراقي و پدرم دکتر جواد نوربخش، همه در اشعار خود از خطر افتادن در دام عقل و استدلال سخن گفته‌اند. تأکيد آنان بر اينکه استدلال نمي‌تواند ما را در راه حقيقت رهنمون باشد براي من عجيب بود. آيا اين بدان معناست که بايد استدلال را به طور کلي کنار بگذاريم؟ آيا ممکن است بدون استفاده از عقل و استدلال زندگي کرده و با مشکلات روزمره دست و پنجه نرم کنيم؟ اينکه درويشان دور و بر من همه آدم‌هايي منطقي بودند بر حيرت من مي‌افزود. همه‌ي آن‌ها شاغل بودند و براي حل مشکلات روزمره خود تصميماتي منطقي مي‌گرفتند. به علاوه، بيشتر صوفيان در گذشته، من‌جمله صوفيانِ ذکر شده، مرداني تحصيل‌کرده بودند و بيشتر عمر خود را به خواندن و نوشتن سپري مي‌کردند.

       داستان‌هاي بي‌شماري در ادبيات تصوّف از خطر افسون عقلِ خودکامه سخن گفته‌اند. داستان مولانا درباره‌ي نحوي و کشتي‌بان مثال خوبي در اين مورد است:

ادامه ...

 

درک حقيقت با پيوستن به کلّ

دکتر جواد نوربخش

     تا توييِ تو باقي است حقيقت را نبيني، زيرا با چشم تويي او را نبيني، چون تو نباشي او باشد که به چشم خود خود را مي‌بيند.

     به چشمِ قطره دريا را نتوان ديد، بايد در درياي حقيقت فنا شد تا به چشم دريا، دريا را ديد.
     جزيي کلي را درک نکند، جزء بايد به کل پيوندد تا با ادراک کلي، کلي را درک نمايد.

طي طريق، ص 6 ـ در خرابات، ص 27


  • در مِيکده خِدمت کُن، بي مَعرِکِه سُلطان باش .......... فَـرمـانبَـرِ ساقي شو، فَـرمـانده‌ي دوران باش

    در حَلقِـه‌ي مِـي‌خـواران، بـي‌کار نبـايـد شُد ........... يا خواجه‌ي فَرمـانـدِه، يا بَنـده‌ي فرمان باش

    گـر صُحبَـتِ يوسُـف را، پِيـوسته طَمـع داري .......... يــا آيِنــه‌ي روشَــن، يــا آيِنــه‌گَردان باش

    خواهي که به چَنگ آري، آن زُلفِ مُسلسَل را ........... يـا سِلسِله بــر گَـردن، يـا سِلسِله‌جُنبان باش

    گـر بـاده نَنوشيـدي، شَـرمَنـده‌يِ سـاقي شو ........... وَر عشـق نَـورزيـدي، از کــردِه پشيمان باش

    چـون خَنـده زَنَـد لَعلَش، دَرد دَر دلِ دريا ريز .......... چون گِـريه کُند چَشمَم، آماده‌ي طوفان باش

    سَرچَشمه‌ي حَيوان را، نِسبت به لَبَش کم کن .......... از عـالَــمِ حَيـوانـي، بيــرون رو و اِنسان باش

    گـر بَــر سَــرِ کـويِ او، اُفتَـد گُــذَرت روزي ........... نـه طـالبِ جَنَّـت شـو، نـه مايِلِ رِضوان باش

    خواهي که فَلَـک گَـردَد، گِـردِ خَـمِ چـوگانَت .......... در عَرصه‌ي مِيـدانش، گويِ خَـمِ چوگان باش

    اَسبـابِ پَـريشـانـي، جَمـع اسـت بـراي مَـن .......... جَمعيَّت اگـر خواهي، زان طُـرِّه پَريشان باش

    تــا آگَهيَـت بـخشَنــد، از مَسـئَلِـه‌ي مَعنـي .......... در کارگَهِ صورت، عـاشـق شـو و حِيران باش

    گــر روزِ فـروغـي را، تـاريـک نمـي‌خـواهـي .......... در خـانه‌ي تاريکش، خورشيـدِ درَخشان باش





منتشر شد      
انگلیسی -   اسپانیایی -   روسی -   آلمانی -   استرالیا -   سوئدی -   ایتالیایی -   فرانسوی -   بلغارستانی -   اکراینی -   نیوزیلندی -   هلندی -   لهستانی -   کانادا -   بوستون آمریکا -   چک
ویکی پدیا سلسله نعمت اللهی -   ویکی پدیا جواد نوربخش
کلیه حقوق و مطالب این سایت متعلق به سلسله نعمت اللهی می باشد. استفاده و نشر مطالب آن با ذکر منبع آزاد می باشد